سيد محمد كمره اى
301
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
و جمعى ديگر آنجا بودند . فقط صحبت ناخوشى اطراف از قبيل شهرت در كرمان و خراسان و قدرى در طهران بود . تا ساعت سه و نيم آنجا بوده بعد بلند شديم . آقا ميرزا عبد الله خان گفت شب يكشنبه مبدل به شب دوشنبه بشود و شب دوشنبه مىآيم منزل شما . من هم قبول . روزنامه براى خلخالى در كوچه آقا شيخ محمد بروجردى و آقا مرتضى رسيد كه ديشب چرا منزل اردبيلى ترحيم نيامده بوديد ؟ گفتم نتوانستم . گفت خوب است روزنامه و ماهى پانصد تومان [ را ] براى خلخالى درست نمائيم . گفتم خيلى خوب است . قرار شد فردا شب ، سه از شب گذشته بروم منزل بروجردى ، خلخالى و دو سه نفر ديگر از رفقا را خبر نمائيم مذاكره شود . بروجردى هم از عين الممالك دعوت نمود . فوت عصمت السلطنه بعد سعد السلطنه به عين الممالك رسيد و مذاكره داشت عصمت السلطنه فوت شده و ديشب ختم او را برچيدهاند . من به عين الممالك گفتم به واسطه خصوصيت من با مشير اكرم و معتمد الدوله خيلى بد شد كه ملتفت نشده و نرفتهام . حال چه بكنيم ؟ او هم گفت من اگر لازم بود بروم . بعد به كميسرى سنگلج رفته ، تلفن به خانه عين الممالك زده كه اگر آقاى مرآت الممالك آنجا است بگوئيد لازم شد ما برويم منزل عصمت السلطنه فاتحه . جواب رسيد آقاى مرآت نيامده . سپرديم اگر آمد به او بگويند . بعد با عين الممالك سوار واگون و درشكه شده به خانه عصمت السلطنه ، ساعت چهار از شب رسيديم . معاون السلطنه ، معتمد الدوله ، معتضد الملك ، عظيم الدوله ، اديب ، آخوند گلپايگانى و جمعى ديگر آنجا بودند . قدرى صحبت . تصميم تشكيلىها و تكذيب ضد تشكيلىها معاون السلطنه لايحه خطى بيرون آورده گفت چون طرفداران وثوق الدوله از دمكراتهاى ما خيال دارند ، لايحهاى چاپ زده ، مداخله در سياست خود را اظهار دارند . ما هم آنها را تكذيب و مىگوييم بعد از انحلال كميته اين حق را